بلاگ

لابد بحران آب جدی نیست

بحران آب

بحران آب هنوز برای بسیاری از مسئولین بصورت یک واقعیت عینی، مشهود نشده است. در حرف و بیانیه ها و اجلاسها و سمینارها از بحران آب سخن می گویند ولی باور قلبی وجود ندارد؛ زیرا اگر بحران حس شده بود، عملکردها، قوانین و تصمیم گیریها به این شکل نبودند.اگر برنامه مدون و اراده برای اجرای برنامه ها وجود داشت، اکنون مدیرانی بر سر کار بودند که به این برنامه ها اعتقاد دارند و انگیزه و توانی برای اجرا. در اینصورت با مدیرانی مواجه نمی شدیم که بعد از چند دقیقه صحبت خودمانی، اعتراف کنند که این قوانین و آیین نامه ها قابلیت اجرا ندارند و دنبال اجرایش نباشیم و کمبود بودجه هست و غیره؛ بلکه معتقد به این می شدند که یا راهی خواهند یافت و یا راهی خواهند ساخت زیرا چاره دیگری نیست. بحران واقعیست.

خیلی فرق هست بین کسی که از احتمال کشته شدن صحبت می کند تا کسی که فشار اسلحه را روی شقیقه خود حس می کند و پیکر سایرین را روی زمین می بیند. خیلی فرق هست بین کسی که اگر بتواند علاقه دارد کاری انجام دهد، با کسی که مجبور است بتواند کاری انجام دهد.

گویا مدیران و تصمیم گیران میبایست راه سفر در پیش گیرند و به مناطق مختلف ایران که بحران مشهود شده است بروند تا حرف و داد کارشناسان و منتقدان را باور کنند. این بحران برای بسیاری از مسئولین که اطلاعات دقیق و فارق از احساسات و مسائل سیاسی به آنها داده می شود باور نشده است، چه برسد به مردم در سطوح مختلف که معمولا اطلاعات کافی و واقعی به دستشان نمی رسد یا انگیزه زیادی برای پیگیری این امور ندارند.

در روزهایی که بحث بحران آبی در هر منطقه ای از کشور، حتی در نقاط جغرافیایی پربارش سابق همانند شمال کشور مطرح می شود، به شکل کم سابقه ای، خطر کم آبی و خشکسالی تقریبا همه نقاط کشورمان را تهدید می کند. کارشناسان معتقدند، علاوه بر تصویب قوانین جدید و البته کاربردی متناسب در بخش های قانون گذاری، موثرترین راه کنترل چنین بحرانهایی مدیریت مصرف و صرفه جویی آب با همکاری و همدلی همه مردم است.

حلقه واسط اصلی اما، اصلاح فرهنگ استفاده و مصرف است. اصلاح ذهن ها و شیوه نگرش به مسائل، مهمترین موضوعی است که باید در این حوزه برایش تلاش کرد و این تلاش باید با تصویب قوانین قابل اجرای جدید و افزایش نظارتهای سختگیرانه بر عملکردها همزمان شود.

ذهنی که همواره دغدغه مصرف بهینه و درست را داشته باشد این موضوع را در همه ارکان زندگیش پیاده میکند؛ چه در هنگام استفاده از تجهیزات مصرف کننده آب و چه پیش از آن یعنی در هنگام تصمیم گیری برای خرید تجهیزات و چه حتی قبل تر یعنی در هنگام برنامه ریزی ها و تعیین خط مشی ها. اصلاح ذهن ها میبایست در همه طیف ها و در همه طبقات اجتماعی و البته در همه جایگاه ها صورت پذیرد؛ هم در بین مردم و هم در بین مسئولین.

اما آیا این بحران فقط برای ایران عزیز ماست؟

با وجود تصور عموم مردم بر از بین رفتن یا نابود شدن آب، میبایست به این نکته توجه شود که حجم آب در کره زمین ثابت و در مداری بسته به طور دائم در حال گردش است. یعنی آب در کره زمین از بین نمی رود بلکه فقط از گونه و فازی به گونه و فاز جدید تغییر شکل می دهد. اما چیزی که در این بین مهم است اینست که تنها ۳ درصد از کل آب های کره زمین آب شیرین است که برای همه حیوانات و مصارف انسانی مانند کشاورزی، صنعت و شرب مناسب است و از این مقدار ناچیز هم سه چهارم آن در یخ های قطبی و خارج از دسترس انسان است. بنابراین درصد بسیار کمی از آب در کره زمین برای ما به عنوان آب شیرین قابل استفاده است.

لازم به ذکر است که تبدیل منابع آب شور به شیرین و یا استحصال آب از رطوبت هوا و غیره جزء راهکارهای بوجود آوردن منابع جدید آب در دسترس و قابل استفاده است؛ ولی چنین مواردی نیاز به صرف منابع عظیمی از انرژی و در نتیجه صرف منابع عظیم مالی دارد که در حال حاضر چنین منابع قابل استفاده انرژی و همچنین فن آوری و تجهیزات مطلوب و کافی برای چنین اقداماتی، بطور گسترده در دسترس بشر نیست.

ذخائر آب شیرین جهان هر سال کاهش می یابد و با ادامه این روند تا ۲۵سال دیگر نیمی از جمعیت جهان با مشکل کمبود آب شیرین مواجه خواهند بود. مطالعات نشان می دهد هم اکنون یک سوم جمعیت دنیا در نقاطی زندگی می کنند که آب کافی ندارند. در نواحی روستایی وضع به مراتب وخیم تر است. تنها ۲۹درصد مردم در روستاها به منابع آب سالم دسترسی دارند و تعداد کسانی که از تاسیسات بهداشتی استفاده می کنند، حتی به ۱۳درصد هم نمی رسد.

در مجمع عمومی سازمان ملل متحد بیان شده است که نیمی از مردم جهان سوم حتی برای نوشیدن، به آب پاکیزه دسترسی ندارند و با وجود این که سه چهارم بیماری های انسانی به دلیل فقدان آب سالم است، ۷۵درصد مردم جهان سوم از داشتن آب بهداشتی محروم اند.

سازمان بهداشت جهانی چنین تخمین می زند که ۸۰ درصد بیماری هایی که گریبانگیر انسان هستند، مستقیما با آب در ارتباط می باشند. اگر آب آشامیدنی سالم در اختیار همه انسان ها باشد، احتمالا مرگ و میر کودکان از بیماری های مختلف از جمله اسهال به نصف کاهش پیدا خواهد کرد.

میزان متوسط بارندگی سالانه در اروپا حدودا ۷۵۰میلی متر، در کل آسیا ۵۰۰ میلی متر و در ایران بطور خاص که روی کمربند خشک کره زمین واقع شده است ۲۵۰ میلی متر می باشد؛ بنابراین در مقایسه با کشورهای پربارش، ایران پتانسیل ریزش های جوی به مراتب کمتری دارد و این در حالی است که فرهنگ مصرف بهینه و استفاده حداقلی از منابع آب در دسترس در کشورهای پیشرفته پر بارش به مراتب بهتر از کشورمان است. در استانهای واقع در مناطق خشک و نیمه خشک ایران، تامین آب امری بسیار دشوار و پرهزینه است. این موضوع وقتی بیشتر به چشم می آید که چشم انداز روشن و خیلی متفاوتی نسبت به بهبود روند کنونی در ایران مشاهده نمی شود. یعنی با ادامه همین روند مصرفی و با افزایش جمعیت و نیاز روز افزون به منابع آب در ایران، بحران آبی کنونی در آینده یقینا شکل بدتری هم به خود خواهد گرفت.

اطلاعات و ارقام فوق برگرفته از مقالات منتشر شده در سایتهای زیر مجموعه وزارت نیرو، در یکی سازمان ها آب و فاضلاب استانهای کشور با وضعیت بحرانی است.

با نگاه به همه این موارد و مشاهده تصمیم گیری ها و رفتارها در این شرایط، یا باید به عقل سلیم مردم و مسئولینی که هنوز ذهن و عملکرد پرمصرف دارند شک کرد و یا به واقعی بودن بحران آب. لابد بحران آب جدی نیست.

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *